camerade قانون آمادگی برگزاری اخبار اجتماعی

camerade: قانون آمادگی برگزاری اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث مرگ زیر شکنجه‌های شوهر شکاک

مردی که هفت سال قبل همسرش را بعد از روزها شکنجه و آزار و اذیت برابر چشمان دختر و پسرش کشته بود، حالا در انتظار اعلام گذشت قطعی فرزندانش از حکم قصاص است.

مرگ زیر شکنجه‌های شوهر شکاک

مرگ زیر شکنجه های شوهر شکاک

عبارات مهم : زندان

مردی که هفت سال قبل همسرش را بعد از روزها شکنجه و آزار و اذیت برابر چشمان دختر و پسرش کشته بود، حالا در انتظار اعلام گذشت قطعی فرزندانش از حکم قصاص است.

این مرد شکنجه گر که فرزندانش را نیز جهت روزها در منزل زندانی می کرد با بی تفاوتی می گوید گذشت فرزندانش از قصاص تفاوتی به حال او نمی کند.

مرگ زیر شکنجه‌های شوهر شکاک

پسر این مرد که هنگام کشته شدن مادرش 18 سال داشت، می گوید در این سال ها مشکل زیادی کشیده، ولی او و خواهرش راضی به قصاص پدرشان نیستند. به همین علت با گذاشتن این شرط که پدرشان منزل اش را به نام آنها کند تا بتوانند در آن زندگی کنند و بعد از آزادی دیگر سراغ آنها نرود او را می بخشند.

این پسر که حالا 25 سال دارد در تشریح سال های سخت زندگی اش می گوید: «پدرم سال ها من، خواهر و مادرم را شکنجه کرد. این شکنجه ها تاثیر بدی در روحیه ما گذاشت، ولی به علت خاطرات خوب کودکی مان که هنوز پدرم به دام اعتیاد نیفتاده بود، راضی به قصاص او نیستیم. ولی او در این هفت سالی که در زندان است هنوز اقدامی جهت سند زدن منزل اش انجام نداده، من و خواهرم بسختی و به دور از هم زندگی مان را می گذرانیم.» گفت وگو اختصاصی تپش با مرد شکنجه گر را می خوانید.

مردی که هفت سال قبل همسرش را بعد از روزها شکنجه و آزار و اذیت برابر چشمان دختر و پسرش کشته بود، حالا در انتظار اعلام گذشت قطعی فرزندانش از حکم قصاص است.

چند سال داری؟

57 سال.

چقدر درس خوانده ای؟

سیکل دارم.

مرگ زیر شکنجه‌های شوهر شکاک

شغلت چه بود؟

راننده بودم و با ماشینم کار می کردم.

چند سال با همسرت زندگی کردی؟

مردی که هفت سال قبل همسرش را بعد از روزها شکنجه و آزار و اذیت برابر چشمان دختر و پسرش کشته بود، حالا در انتظار اعلام گذشت قطعی فرزندانش از حکم قصاص است.

25 سال. من عاشق همسرم بودم.

پس آیا او را روزهای متوالی شکنجه کردی و سپس کشتی؟

او با مردان غریبه در ارتباط بود. من او را کتک می زدم تا به رابطه پنهانی اش اعتراف کند، ولی سکوت او زیاد اعصاب مرا به هم می ریخت.

مرگ زیر شکنجه‌های شوهر شکاک

اگر با مردان غریبه در ارتباط بود، آیا او را طلاق ندادی؟

من او را دوست داشتم و نمی توانستم او را طلاق دهم.

ماجرای کشف صد ساعت فیلم شکنجه همسرت چیست؟

می خواستم از اعترافات او فیلم بگیرم و حرفم را در دادگاه اثبات کنم. چون هیچ کس حرفم را راجع به خیانت همسرم باور نمی کرد. به همین علت از او فیلم گرفته بودم تا بتوانم از آن به عنوان مدرک استفاده کنم که بعد از دستگیری ام پلیس صد ساعت فیلم را در منزل ام پیدا کرد.

دختر و پسرت می گویند همسرت زن پاکدامنی بوده. تحقیقات پلیس از همسایه ها نیز این عنوان را تائید کرده. آیا فکر می کردی همسرت خیانتکار است؟

نمی دانم.

به شیشه اعتیاد داشتی و احتمالا تحت تاثیر مصرف شیشه به همسرت بد بین شده است بودی. این طور نیست؟

نه. من دچار توهم نبودم. سال ها تریاک می کشیدم ولی بعدها به شیشه معتاد شدم. همه به من می گفتند دچار توهم شده است ام و این حرف مرا عصبی تر می کرد.

چرا دختر و پسرت را هم در منزل به زنجیر می بستی و آنها را محبوس می کردی؟

همسرم را در اتاق طبقه اوج زندانی کرده بودم تا حقیقت را بگوید. چند بار که به سر کار رفته بودم متوجه شدم در غیابم دختر و پسرم دست و پاهای زنجیر شده است مادرشان را باز کرده اند. به همین علت هنگامی که منزل را ترک می کردم هر سه آنها را زندانی می کردم تا نتوانند فرار کنند. دختر و پسرم با مادرشان همدست بودند.

از ماجرای قتل بگو؟

شهریور 89 بود و از این اوضاع خسته شده است بودم. از همسرم خواستم تا حقیقت را بگوید، ولی باز هم سکوت کرد. به همین علت چند سیلی به صورتش زدم که بیهوش شد. دقایقی بعد پسرم وارد اتاق شد و به سمت مادرش رفت. او به من گفت که مادرش دیگر نفس نمی کشد. همان موقع بود که پسر و دخترم را همراه برادرم به سفر فرستادم.

چرا پسرت در دادگاه گفته بود که چنگکی را به شکم همسرت فرو کردی؟

من فقط از چنگک جهت ترساندن همسرم استفاده کرده بودم. هیچگاه با چنگک به شکم همسرم نزدم.

چرا بعد از قتل دختر و پسرت را به اجبار به سفر فرستادی؟

وقتی فهمیدم همسرم مرده از برادرم خواستم تا دختر و پسرم را جهت سفر به ویلایش در پلور ببرد چون نمی خواستم فرزندانم شاهد حمل جسد مادرشان باشند.

با جنازه چه کار کردی؟

شبانه آن را داخل صندوق عقب ماشینم گذاشتم و به جنگل های عباس آباد شمال که همسرم عاشق آنجا بود بردم و آنجا رها کردم.

وقتی فرزندانت از سفر برگشتند راجع به غیبت مادرشان به آنها چه گفتی؟

گفتم مادرشان از منزل فرار و آنها را جهت هر لحظه ترک کرده است.

چند روز بعد دستگیر شدی؟

سه ماه از این ماجرا گذشته بود که یک روز هنگامی که به محل کارم رفته بودم دخترم که در آن موقع 21 ساله بود زنجیرهای پایش را باز کرده و به پلیس آگاهی رفت.

من همان روز دستگیر شدم و پلیس بقایای جسد همسرم را در جنگل های عباس آباد پیدا کرد.

می دانی آیا فرزندانت از خونخواهی گذشتند؟

آنها از من خواسته اند تا سند منزل را به نامشان بزنم و بعد از آزادی از زندان به دیدنشان نروم. آنها فکر می کنند من نمی خواهم سند منزل را به نامشان بزنم ولی در این مدت سه بار وکالت داده ام تا بتوانند خودشان منزل را به نام خودشان سند بزنند ولی نمی دانم آیا در این مدت این اتفاق نیفتاده هست. به همین علت هم پرونده ام منتهی به صدور حکم نشده هست. آنها اگر رضایت هم ندهند من منزل ام را به نام آنها سند می زنم.

حالا در زندان چکار می کنی؟

چیزی جهت از دست دادن ندارم که ناراحت آن باشم. هنگامی که بازداشت شدم ماشینم سر خیابان محل زندگی مان پارک بود که بعد از ماه ها، توقیف و به پارکینگ راهنمایی و رانندگی انتقال یافته شد، ولی هیچ کس به دنبال آن نرفت. حالا مستاجرهایم حتی اجاره منزل ام را نمی دهند و دیگر اختیاری نسبت به اموالم ندارم. به همین علت هم جهت گذشت فرزندانم از قصاص اصراری ندارم. در زندان هستم و دوران محکومیتم را می گذرانم.

از این اوضاع خسته نشده ای؟

نه. حالا وکیلم از دادگاه مهلت چند روزه گرفته تا در این مدت سند منزل ام را به نام دو فرزندم بزند و رضایت قطعی آنها را جلب کند. هر چند این عنوان جهت من اهمیتی ندارد.

می دانی دختر و پسرت چطور زندگی ارزش را اداره می کنند؟

هفت سال پیش پسرم در یک مغازه خدمات کامپیوتری کار می کرد، ولی بعد از کشته شدن مادرش، هنگامی که او را چند روز در منزل حبس کردم از محل کارش اخراج شد. در جلسه قبلی دادگاه گفت در یک رستوران کار می کند و شب ها هم آنجا می خوابد. دخترم هم در یک شرکت کار می کند و شب ها در منزل اجاره ای یکی از دوستانش می ماند. آنها در این هفت سال که در زندان بودم یک بار هم به ملاقاتم نیامدند. می گویند از من می ترسند.

زندگی آنها برایت اهمیت ندارد؟

من عاشق آنها هستم. پسرم به دیابت مبتلاست. او در جلسه دادگاه گفت که دور از خواهرش زندگی می کند و آنها نمی توانند هر روز یکدیگر را ببینند. تنها کاری که می توانم برایشان انجام بدهم این است که منزل را به نامشان سند بزنم. چون آنها دیگر نمی خواهند حتی با من روبه رو شوند.

از قتل همسرت پشیمان نیستی؟

من نمی خواستم همسرم را بکشم. فوت او یک اتفاق بود.

اگر فرزندانت رضایت قطعی ارزش را اعلام کنند و آزاد شوی می خواهی چکار کنی؟

نمی دانم. شاید جهت زندگی به جنگل های عباس آباد بروم.

جام جم آنلاین

واژه های کلیدی: زندان | زندگی | شکنجه | دادگاه | زندانی | فرزندان | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs